یکی از مهم ترین صفات بشری برای رسیدن به هدفهایی که انسان در پیش دارد عزت نفس است برخورداری از اراده و اعتماد به نفس قوی، قدرت تصمیم گیری و ابتکار، خلاقیت، سلامت فکر و بهداشت روانی ارتباط مستقیمی با میزان عزت نفس و احساس خود ارزشمندی دارد. منظور از عزت نفس، احساس و تصوری است که فرد به مرور زمان نسبت به خویشتن در ذهن میپروراند. به عبارت ساده تر، عزت نفس یعنی، ارزیابی فرد از خودش، حال این برداشت و ارزیابی میتواند مثبت و خوشایند باشد، یا منفی و ناخوشایند. کودکانی که از عزت نفس بالایی برخوردارند، معمولاً احساس خوبی نسبت به خود دارند و بهتر میتوانند اختلافات خود را با سایر کودکان حل کنند و در مقابله با مشکلات، ناملایمات و ناکامیها مقاوم ترند این کودکان اغلب خنده رو و خوش بین، منطقی و دارای خودپنداری مثبت هستند و از زندگیشان لذت میبرند. برعکس، کودکانی که دارای عزت نفس پائینی هستند، اغلب در مواجهه با مشکلات و سختیها دچار اضطراب فراوان و ناکامی میشوند. این گروه از کودکان معمولاً در حل تعارضات و اختلافات موجود با سایر هم سن و سالانشان مشکل دارند آنها دائم با افکار انتقادی از خویشتن، موجب اذیت و آزار خود میشوند.
عنوان پرسشنامه: پرسشنامه مقیاس بلوغ عاطفی (EMS)
فرمت فایل: فایل Word ورد 2007 یا 2003 (Docx یا Doc) قابل ویرایش
مقیاس بلوغ عاطفی
از دکتر یاشویرینگ و دکتر ماهیش بهارگاوا جمع آوری شده است. این پرسشنامه شامل 48 سؤال است که 10 سؤال اول آن معیار عدم ثبات عاطفی 10 سؤال دوم معیار بازگشت عاطفی و 10 سؤال سوم معیار ناسازگاری اجتماعی و 10 سؤال چهارم فروپاشی شخصیت و 8 سؤال آخر فقدان استقلال را میسنجد که به توضیح مختصر هر یک از آنها میپردازیم:
(EMS) یک مقیاس گزارش شخصی پنج گزینه ای است. سوالات این مقیاس خواستار اطلاعات برای هر یک از پنج گزینه ای است که در زیر میآید:
خیلی زیاد، زیاد، نامشخص، احتمالاً و هرگز. سؤالات طوری بیان شده که اگر جواب مثبت مثلاً خیلی زیاد باشد نمره 5 تعلق میگیرد، برای زیاد 4، برای نامشخص 3، برای احتمالاً 2، و پاسخ منفی هرگز نمره 1 میگیرد. بنا براین هر چه نمره بالاتر باشد درجه بالاتری از عدم بلوغ عاطفی وجود دارد و بالعکس. پایایی این مقیاس توسط روش آزمون- آزمون مجدد و روش همسانی درونی تعیین شد.
طبقه بندی: علوم روانشناسی
افسردگی معلمان
در زبان روزمره اصطلاح افسرده به یک حالت احساسی و واکنشی به یک واقعیت و سبک رفتار مختص فرد به کار میرود.
احساس افسردگی باور معمول به عنوان اندوه شناخته میشود و امکان دارد بعد از منازعه با یک دوست عدم رضایت و احساس حقارت از انجام یک شغل حادث گردد همچنین بیماریهای روانی از بدو پیدایش بشر وجودداشته باشد. و هیچ فردی در مقابل آن مصونیت ندارد و خطری است که انسان را مرتباً تهدید میکند.
در قرن حاضر دگرگونیهایی در شیوه زندگی و روابط اجتماعی به وجود آمده و این تلاش برای صنعتی شدن و هم چنین گسترش شهرنشینی بر سلامت انسان اثر سوء گذاشته و بسیاری از بیماریهای روانی در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه بوجود آورده است که یکی از شایعترین آنها همان افسردگی است که در بالا به آن اشاره شد.
فرد را از لحاظ جسمانی و روانی آشفته میسازد و باعث مراجعات افراد به روانپزشکان و روانشناسان و دیگر متخصص میگردد. و چون بشر امروزی در دیگر مسائل و مشکلات روزمره از قبیل فرزندان مسکن شغل مناسب درآمد کافی روابط خانوادگی و ... میباشد. (مهریار و امیر هوشنگ، 1373)
فرد فرصت کافی برای حل مشکل خویش نداشته و مدام در حال تلاش و تکاپو برای به دست آوردن ثروت و مسکن و تامین احتیاجات خانواده است و فرصت کافی برای تفریح و رسیدگی به فرزندان و روابط صمیمانه ندارد و همین باعث میشود فرد انرژی خود را از دست بدهد و علاقه خود را به تحصیل شغل و بطور کلی زندگی و آینده از دست بدهد و باعث گوشه گیری تنهایی و غم و اندوه و در نهایت افسردگی بشود.
عنوان پروپوزال: رابطه مولفه های هوش هیجانی و فرار دختران (پایان نامه کارشناسی ارشد)
فرمت فایل: فایل Word ورد 2007 یا 2003 (Docx یا Doc) قابل ویرایش
طبقه بندی: روانشناسی و علوم اجتماعی
فرار دختران
فرار
از عمده ترین مقولاتی است که توسط روان شناسان، جامعه شناسان، درمانگران،
روان پزشکان و مربیان تربیتی مورد توجه قرار گرفته است. فرار عبارت است از
غیبت از خانه به مدت حداقل یک شب و بدون رضایت والدین یا سرپرست قانونی فرد
(دی من1، 2000). شارلین2 و مور-باراک3 (1992) فرار را نیز به معنی دورشدن
به مدت 24 ساعت یا بیشتر می دانند که بدون اطلاع والدین یا بر خلاف میل آن
ها صورت گیرد. پژوهش های متعددی در ارتباط با فرار از خانه صورت گرفته است.
با این حال بیشتر آن ها بر عوامل خانوادگی، اجتماعی و زمینه ای متمرکز شده
اند و نقش خود فرد و به طور خاص ویژگی های شخصیتی و مولفه های هوش هیجانی
وی در تبیین رفتار فرار از خانه، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش
های انجام شده در سایر کشورها نیز جهت گیری مشابهی داشته اند. بلود4 (1980)
اذعان می کند که لازم است در موردشخصیت خود افراد فراری اطلاعات بیشتری
کسب شود. هیجان ها بخشی از شخصیت انسان هاست و بخش اعظمی از زندگی ما را در
بر می گیرند. حضور مستقیم و غیر مستقیم هیجان ها را می توان در تارک قله
های استدلال، عقلانیت و برهان های عقلانی مشاهده کرد. بی اعتنایی نسبت به
هیجان ها، عدم مدیریت آن ها و مسامحه و غفلت در بیان آن ها می تواند هزینه
های گزافی را برای انسان به دنبال داشته باشد.
مطالعات و پژوهش های
نوین، نشان می دهند که فقدان هوش هیجانی می تواند آثار مخربی را در زمینه
های فردی و اجتماعی ایجاد کند و برعکس، تقویت و تحصیل آن، زمینه ساز موفقیت
های بزرگ خواهد بود (فاطمی، 1385). معدود که اگر افراد از هوش هیجانی
بالایی برخوردار باشند، بدون داشتن تحصیلات عالی، باز هم می توانند در
زندگی موفق باشند و مشکلات زندگی خود را اداره کنندهوش هیجانی توانایی
اداره مطلوب خلق و خوی و وضع روانی و کنترل تکانه هاست (جلالی، 1381). هوش
هیجانی با تقویت سلامت روانی، توان همدلی با دیگران، سازش اجتماعی، بهزیستی
هیجانی و رضایت از زندگی، مشکلات بین شخصی را کاهش می دهد و زمینه بهبود
روابط اجتماعی را فراهم می سازد. هوش هیجانی همچنین از راه ویژگی های ادراک
هیجانی، آسان سازی هیجانی، شناخت هیجانی، مدیریت هیجان ها، و با
سازوکارهای پیش بینی، افزایش توان کنترل و تقویت راهبردهای رویارویی
کارآمد، به فرد کمک می کند تا کیفیت روابط اجتماعی را بهتر سازد (بشارت،
1384).